تبار آریایی

اجتماعی

تبار آریایی

اجتماعی

سایتهای اینترنتی مراجه تقلید

سایتهای  اطلاع رسانی  مرجع تقلید شیعه از دسترس خارج شده است 


این مراجع عبارتند از :

1- صانعی- منتظری - سیستانی - جوادی آملی- بیات زنجانی طاهری 

فقط سایت مراجه مرحوم مثل آیت الله بحجت در دسترس میباشد ...

قراره تمام اعضای بالاترین لینک بذارن عید رو تبریک بگن ؟

قراره تمام اعضای بالاترین لینک بذارن عید رو تبریک بگن ؟؟؟

قراره تمام اعضای بالاترین لینک بذارن عید رو تبریک بگن ؟؟؟ دیگه فاتحه سایت را باید خواند لینکی دیدم مبنی بر اینکه آقایان منتظری و صانعی دوشنبه را عید اعلام کردند .


متن کامل پیام آیت الله منتظری به مراجع تقلید و علما حوزه

بسم الله الرحمن الرحیم


عن رسول الله (ص ): " اذا ظهرت البدع فى امتى فلیظهر العالم علمه ..."
(الکافى ، ج 1، ص 54)

حضرات مراجع عظام تقلید و علماى اعلام قم ، نجف ، مشهد مقدس ، تهران ، اصفهان ، تبریز، شیراز و سایر بلاد اسلامى دامت برکاتهم


پس از سلام و تحیت ، این جانب با توجه به شرایط جارى در کشور و مظالمى که هر روز شاهد آن هستیم و کارهاى خلافى که به نام دین و مذهب تشیع انجام مىشود شرعا خود را موظف مىدانم از روى خیرخواهى و احساس خطر جدى نسبت به مصالح دین و کشور، و از باب (و ذکر فان الذکرى تنفع المومنین ) امورى را یادآور شوم :


1 - همه مىدانیم که انقلاب ما یک انقلاب دینى و ارزشى بود و هدف اصلى از آن با تحمل آن همه مصیبت ها، سختى ها، تبعیدها، زندان ها و شکنجه ها، تنها تغییر اشخاص حقیقى حاکمیت و تغییر صورى در بعضى امور جزئى نبود; بلکه مقصود حاکمیتى بود که در تمام عرصه ها به عقائد، اخلاق و احکام شرع مبین پایبند بوده و معتقد و عامل به آنها باشد; و در پرتو آن حاکمیت ، ایمان ، مکارم اخلاق ، عدالت و آزادى از استبداد و خفقان ، محقق شده ، حقوق اقشار مختلف مردم تأمین گردیده و مظالم و تجاوز به حقوق آنان ریشه کن شود، و ملت ما از این جهات احساس راحتى و آسایش نماید و در مقابل سایر ملتها سربلند و الگوى تحقق عدالت ، عزت ، کرامت و ارزشهاى انسانى باشد. هدف این نبود که فقط نام و نشان و شعارها تغییر کند ولى عملا همان مظالم و انحرافات رژیم گذشته و تجاوزات به حقوق به شکل دیگرى به عنوان حاکمیت دینى و ولایت فقیه جریان پیدا کند.

این جانب که همه مىدانند مدافع سرسخت حاکمیت دینى و از پایه گذاران ولایت فقیه - البته نه به شکل مرسوم فعلى ، بلکه به گونه اى که مردم او را انتخاب نمایند و بر کارهاى او نظارت داشته باشند - بوده ام و در راه تحقق آن در بعد علمى و عملى تلاش زیادى نموده ام ، اکنون در مقابل مردم آگاه ایران به خاطر ستم هایى که تحت این نام و عنوان بر آنان مىرود احساس شرمندگى کرده و خودم را در پیشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل خون هاى ریخته شده شهداى عزیز و تجاوزات به حقوق مردم بیگناه مورد عتاب مىبینم . بسیارى از افراد با سابقه در انقلاب از طریق نامه ، ایمیل و یا حضورا به من مىگویند: حاکمیت دینى که شما وعده آن را به مردم مىدادید و ولایت فقیه را مجرى آن مىدانستید و مىخواستید آن را به پا دارید همین است که امروز ما آن را مشاهده مىکنیم ؟ در حالى که آنچه مشاهده مىشود در واقع حکومت ولایت نظامى است نه ولایت فقیه .

2 - حضرات مراجع و علماى اعلام ، خوب مىدانند که در طول تاریخ پیوسته آنان ملجأ و پناهگاه مردم در مقابل تجاوزات و مظالم حکومت ها بوده اند، و این افتخار را داشته اند که در مقابل حکومت هاى جائر و در کنار مردم و مدافع شریعت و حقوق اقشار ستم دیده باشند و در این راه صدمات و محرومیت هایى را متحمل شده اند. جزاهم الله عن الاسلام خیر الجزاء.

البته پس از پیروزى انقلاب ، متأسفانه این سابقه درخشان و نورانى به واسطه اعمال خلافى که در حکومت انجام گرفت و چه بسا روحانیت هم در آن نقش نداشت ولى به علت کوتاهى در نهى از منکر در معرض تحول و خطر جدى قرار گرفت و با دور شدن از اخلاق و گاه در عمل با تحکیم تئورى "هدف وسیله را توجیه مىکند" انحراف در مسیر انقلاب و دور شدن از اهداف اولیه آن ، آغاز و این خطر جدى تر شد تا آنجا که امروز با تأسف باید گفت به پایگاه معنوى و مردمى روحانیت و مرجعیت و به تبع آن به اسلام و مذهب که به طور سنتى متکى به روحانیت و عجین با آن بوده و از آن راه ترویج مىگردیده ، ضربه زیادى وارد شده است که معلوم نیست چگونه و چه زمانى قابل جبران مىباشد!

عجین بودن مذهب و عالمان و متخصصان دینى که امرى مقبول و معقول و مورد تأیید مردم مسلمان است موجب شده است که هر آسیب وارد بر روحانیت ، قهرا متوجه اسلام و مذهب نیز باشد.

در چنین وضعیتى مسئولیت مراجع محترم و روحانیت شیعه سنگین تر خواهد بود; زیرا علاوه بر وظایف عمومى آنان که لازمه رشته تخصصى آنان و توجه مردم به روحانیت و مرجعیت است ، وظیفه دفاع از حیثیت مذهب و تطهیر دامن آن از کارهاى خلافى که حاکمیت به نام مذهب انجام داده و مىدهد نیز بر عهده آنان خواهد بود; زیرا کارهاى خلاف شرعى که خلاف اهداف اولیه انقلاب هم مىباشد و به نام دین و مذهب انجام مىگیرد از مصادیق بارز بدعت است . بدعت منحصر به تشریع و وارد کردن رسمى حکم غیر دینى در دین نیست ، بلکه شامل هر کار خلاف شرعى که به نام شرع و مذهب انجام گردد نیز خواهد بود.

در آیه 71 سوره توبه مىخوانیم : (والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض ، یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر) به مقتضاى جمع محلى به الف و لام استغراق ، همه مومنین و مومنات نسبت به یکدیگر در حد امر به معروف و نهى از منکر ولایت دارند; پس علماء اعلام به طریق اولى داراى این ولایت مىباشند و نباید ساکت باشند. و در وصیت مولا امیرالمومنین (ع ) مىخوانیم : "لا تترکوا الامر بالمعروف والنهى عن المنکر فیولى علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم " (نهج البلاغه ، نامه 47) ترک امر به معروف و نهى از منکر و بى تفاوت بودن مردم در برابر کارهاى خلاف ، طبعا موجب سلطه اشرار است و دعاء فقط دردى را دوا نمى کند.

3 - با توجه به آنچه گفته شد متذکر مىشوم : حوادث و فجایع ماههاى اخیر که پس از انتخابات ریاست جمهورى در کشور و در مرئى و مسمع حضرات مراجع و علماى محترم رخ داد زنگ خطرى است براى روحانیت و مرجعیت . در این حوادث حق کشى ها، ظلم ها، تخلفات فراوان به نام دین و با تأیید بخش اندکى از روحانیون حکومتى و وابسته انجام شد و به دنبال آن ، اقشار وسیعى از مردم معترض طبق حق شرعى و قانونى و بر اساس اصل بیست و هفتم قانون اساسى با انتخاب مسالمت آمیزترین راه ، اعتراض خود را به حاکمیت ابلاغ کردند و حاکمیت به جاى این که به نداى حق طلبانه مردم پاسخ مثبت و معقول دهد و درصدد تأمین حقوق تضییع شده آنان برآید جمعیت چند میلیونى را آشوبگر و اغتشاشگر و عوامل بیگانه نامید و به بدترین وضع و با خشونت کامل مردان و زنان بى دفاع را مورد ضرب و شتم و سرکوب قرار داد و عده زیادى را بازداشت و گروهى را در خیابانها و عده اى را در زندان هاى مخوف به شهادت رساند.

عجب این که حاکمیت با تکیه بر نیروى نظامى و انتظامى و کشیدن اسلحه بر روى مردم بى پناه و بى سلاح آنان را شهید و یا زندانى نموده ولى در نهایت مردم را محارب نامیدند. خود بحران ایجاد کرده و نظام را به مخاطره انداخته ولى مردم و پایه گذاران نظام را اغتشاشگر و مخالف نظام مىنامند.

همزمان با سرکوب مردم ، تعدادى از فعالان سیاسى و نخبگان کشور که هر کدام از آنان سال ها در جمهورى اسلامى خدمات با ارزشى داشته اند را بازداشت و با طرح هاى از پیش تعیین شده بر خلاف شرع و قانون ، شروع به پرونده سازى و گرفتن اعترافات دروغ و سپس نمایش آنها در دادگاههاى فرمایشى غیر شرعى و غیر قانونى نموده و در نتیجه آئین قضایى اسلام را مورد مسخره جهانیان قرار داده است ; و به جاى مجازات جدى آمران و عاملان آن همه جنایت ، فقط با وعده دادن مجازات آنان ، همچون وعده بر مجازات آمران و عاملان قتل هاى زنجیره اى ، به بازداشت افراد خدمتگزار دیگر و فشار بر دو کاندیداى محترم حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدى کروبى و جناب آقاى مهندس میرحسین موسوى - دام توفیقهما و حفظهما الله تعالى - و بستن دفاتر و روزنامه هاى آنان و بازداشت همفکران و همکاران معزز آنان و متهم نمودن افراد صدیق و خدوم در رسانه هاى وابسته حکومتى نموده و حتى از جایگاه مقدس نماز جمعه به امور واهى و دروغ همچنان ادامه مىدهند که نهایت این روند موجب تخریب بیشتر اعتقاد مردم به روحانیت و مرجعیت شیعه و اسلام عزیز خواهد شد.

در چنین شرایطى است که مردم مسلمان ما از امثال حضرات مراجع و علماى محترم و این حقیر انتظاراتى دارند که با توجه به وظیفه سنگینى که شریعت مقدسه بر دوش عالمان دینى قرار داده است و نیز مسئولیت سنتى و تاریخى مرجعیت و روحانیت انتظار بجایى است . مردم مىگویند: این ظلم ها و حق کشى ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است ، چرا مراجع محترم و علماى دین که حافظ دین و مذهب و حصن اسلام و شریعت و مدافع حقوق مردم و مبین احکام شریعت و از جمله امر به معروف و نهى از منکر و اظهار مخالفت با خلاف ها و بدعت ها هستند، در مقابل این همه بدعت ها و کارهاى خلافى که به نام دین و مذهب انجام مىشود به پیروى از دستور پیامبر اسلام (ص ) اظهار علم و مخالفت صریح با بدعت ها نمى کنند؟ و آیا این همه مظالم و حق کشى ها و جنایات از بیرون آوردن خلخال از پاى یک زن یهودى توسط سربازان معاویه کمتر است که مولاى متقیان حضرت على (ع ) فرمود: اگر مرد مسلمانى از غصه آن بمیرد نباید ملامت شود؟! (نهج البلاغة ، خطبه 27). به یقین حضرات مراجع و علماى محترم قلبا از این منکراتى که به نام دین و مذهب انجام مىشود نگران و ناراحت مىباشند و بعضا اقداماتى نیز نموده اند، اما آیا با توجه به مفاد حدیث شریف نبوى که اظهار علم را واجب دانسته ، این مقدار کفایت مىکند؟

4 - حضرات مراجع محترم به قدرت و نفوذ کلام خود در حاکمیت توجه دارند و خوب مىدانند که حاکمیت در حفظ مشروعیت خود به آنان نیاز دارد و از این رو اینک آنان را هرچند به حسب ظاهر به رسمیت مىشناسد و از آنان ترویج مىکند، و نیز مىدانند که حاکمیت از سکوت آن حضرات در قبال کارهاى خلاف خود بهره بردارى مىکند، پس آیا سزاوار است در امور مهمه اى که به حیثیت و آبروى دین و مذهب و تأمین حقوق اقشار عظیمى از مردم و نیز دیندارى و حفظ اعتقادات مذهبى جوانان مربوط است سکوت کرده به نحوى که بین مردم چنین تلقى شود که خداى ناکرده مراجع و روحانیت موافق و موید کارهاى خلافى هستند که به گوشه اى از آنها اشاره شد؟

در خاتمه یادآور مىشوم : این جانب هنوز از اصلاح امور مأیوس نشده ام و به نظر مىرسد مراجع عظام تقلید مىتوانند ترتیبى دهند تا با راهنمایى و ارشاد آنان و با همفکرى با دو کاندیداى محترم ریاست جمهورى و نمایندگان عاقل و معتدل و کارشناس متدین و امین از طرف نظام ، راههاى برون رفت از این بحران بزرگ را که براى جمهورى اسلامى و مشروعیت آن پیش آمده است بررسى کرده تا آنچه را مصلحت دیدند صادقانه با اشراف حضرات مراجع مورد عمل قرار گیرد. و بالاخره حاکمان ، سیاست یک بام و دو هوا و به کیش خود خواندن و طرد کردن دیگران را نه به طور موقت ، بلکه براى همیشه رها کنند و مردم را که صاحبان اصلى حکومتند از روى صدق و به دور از شعار ارج نهند و آراء آنان را مورد نظر و عمل قرار دهند و اسلامیت و جمهوریت حقیقى و عدالت واقعى را اجرا نمایند. براى انسان اقرار به اشتباه ننگ نیست ، زیر بار حق نرفتن ننگ است .

عظمت اسلام و مسلمین و عزت و کرامت مردم ایران و سلامتى و توفیق بیشتر شما را از خداوند بزرگ مسألت دارم .

23 رمضان المبارک 1430 - 22/6/1388 
قم المقدسة - حسینعلى منتظرى